|

سلام حسن!
عجیبه، نه؟ این اولین بار تو عمرمه که نگفتم دروووووووووووود حسن، مخصوصن از وقتی که فهمیدم درووووود خیلی اصیل تره از سلام حسن! حسن میدونی حسن؟ امروز 16 اکتبره، یعنی 24 مهر حسن، تازه فهمیدم که 24 مهره حسن... چار پنچ روزه که بد جور مریضم حسن، خوب میدونم حسن، تو میگی به جهنم که مریضی حسن! مریضم که مریضم حسن واسه این دارم تایپ نمیکنم، ولی پست میزارم حسن، فقط امروز قرصامو نخوردم حسن، زنجیرامم نبستم حسن از همه مهمتر اینکه باید یه آنتی بیوتیک قوی هم از طریق تجاوز جنسی وارد بدنم میکردن حسن که نزاشتم بکننم خوب حسن. حسن، اصن حوصله تزریق و این مسخره بازی هارو هم ندارم امروز حسن، واسه همین دمای بدنم با سرعت نور بر هزارم ثانیه و قدرت 108 هزار اسب بخار رفت روی 40 درجه حسن، خوب بازم به جهنم اصن! حسن میدونی چی شد ؟ دلم هوس ویسکی کرد یه مرتبه، رفتم سر یخچال یادم اومد که خیلی وقته ویسکی تو خونه نگه نمیدارم حسن یه مرتبه خندم گرفت یاد حرف حاج آقا افتادم حسن، هه هه! به من میگفت دائم الخمر حسن، اونم فقط به خاطر اینکه یه عکس از ناهار خوردنم تو یه رستوران روسی رو که رو میز ناهارم هم یه لیوان گنده بییر بود رو گذاشته بودم تو سایت و حاجی کاملن اتفاقی و حساب شده یا شایدم حساب شده و کاملن اتفاقی رویت الشمس فی الیوم الحساب نموده بودند و فتوایی دادند در حد مفتیح اعظم الازهر سرزمین فراعنه! حسن میدونی اصن؟ حاج آقا خیلی خوب بود اما قضاوتهاش منو به یاد قاضی سعید مرتضوی میندازه حسن...! بگذریم حسن، نمیخوام برگردم به گذشته اصن! حسن آخه تو از سیاست چی میفهمی حسن؟ حسن ویسکی نداشتم، بییر هم نداشتم حتی Red wine هم نداشتم حسن، با لوپ گلمنگلی و دماغ آویزون زدم بیرون حسن تا عطش ویسکی رو با طعم شکستن توبه بشکنم حسن، توبه استغفرالله و اتوبه علیه به اشد المجازات تا فیها خالدون راه رفتم ، نه! دویدمو دویدم تا به باری رسیدم، خاتون که نبود حسن، مادر فولاد زره بود لامثب... اُورد دادم، ننه فولاد زره با خشانت و یه لبخند مسموم چش بازار و درآورد و خیر سرش یه گیلاس هول داد جولوم، اونم نصفه نیمه و پر یخ... من که شبیه دختر دهاتی های دهکده ی جهانی بودمو کبریتامم هنوز نفروخته بودم یواش داد زدم:
Hey Mom, please give me big one, like a bottle, big and strong

وقتی کسی به حرفم توجه نکرد فهمیدم از بس بلند داد زدم هیشکی صدامو نشنیده حسن، حتی خودم، چه برسه به نن جون فولاد زره که سرش بد جور شلوغ بود حسن، حسن زدم به سیم آخر ، ریتمو گرفتم تا جیغ نوتاش در بیاد جواب داد و با چند پوند اضافه و یه شیش و هشت تنگش، بهترینشو با یه لبخند برشته دادن بهم، قبل از اینکه از بار بیام بیرون از ننه ی فولاد زره پرسیدم امروز چندومه مادام؟ بی معطلی گفت 16 اکتبر، بُویی!
16 اکتبر حسن! رسیدم خونه ، آخ که سگ مستی چه حالی میده حسن، خر خوری ایرانی، آخرشه به مولا، اونم تو تب و تاب حسن، خودم میریزم، خودم سلامتی میدم، خودم میخورم حسن، داغ داغم، خود آتیشم م م م م ، آتیشششششش. آتیش داری داداش؟ آخ که وقتی لاایک باشی اما نمازاتو بدون یه رکعت قضا به جا بیاری و از ته دل دعا کنی چه حالی میده! بعدشم جرمتو کامل کنی و یه سیگارم روش در بدی! مخصوصن با این اوضاع و احوال جهانی که لوزهاتم در حد المپیک حیوانات ورم کرده باشه، اَهو اَهو اَهوووووووووووو، میشه استارت پیکان 57 مدل جوانان به رنگ زرد قناری که موتورش بد جور جواب کرده، دود سیگار که تو گلوم میشکنه سرفه پشت سرفه میادو این آهن قراضه استارت نمیخوره و هی رد میکنه، لامثب روشن شدنی نیست که نیست، اَهوو اَهووو اَهوووووووووووووووووووو! حسن میدونی اصن وقتی میخورم و پشت بندش یه سوخت گیری اتمی با اورانیوم غنی شده میکنم اونم با غلظت 8 نیکوتین چی میشه؟ باید تجربه کنی تا بفهمی حسن، الان اگه بودی احتمالن به خاطر این جسارتی که کردم با چنگال میزدی تو چشم حسن، پوخ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ خ ! مث اون روز که دوتایی با یه مهمون اضافه رفتیم هانی ناهار بخوریم٬ یادته؟! نشون به اون نشونی که من همه ی زیتون پرورده های تو رو هم خوردم٬ پوخ خ خ خ خ خ خ خ!
بی خیال حسن، حسن دخترمو تازگیا دیدی؟ شرط میبندم نه حسن، ندیدیش! قربونش برم ، قد کشیده، جیگری شده واسه خودش، شده خانوم، ناناز، نفس! اما هنوز اخماش باز نشده حسن، ولی همچنان عاشق لباشکه٬ حسن من عاشق دخترمم، خیلی دوسش دارم حسن، نمیدونم برای موندن تو این دنیا چقدر وقت داره اما به این مساله اهمیت نمیدم٬ حاضرم به قیمت جونم بهای لبخندشو بدم٬ تو چقدر برای یه لبخند این فرشته ی کوچولو پرداخت کردی حسن؟! راستی میدونی مرغ توفان هم بارو بندیلشو بسته و منتقل شده حسن؟! بگذریم حسن اومدیم چی بگیم چی شد؟! حسن میدونی اصن امروز چه روزی حسن؟ 16 اکتبر...
امروز 16 اکتبر 2009 برابر با 24 مهر هزار و سیصد و هشتاد و هشت شمسی میباشد، همه ی اینا رو گفتم که بهت بگم حسن تولدت مبارک حسن! پارتی یه نفرست حسن اما پر رونق! حسن دلم پُره اما من ازت کینه ندارم حسن، قضاوت های قاضی مرتضوی رو هم فراموش کردم مث حکمیت های یه نفرت و صدور احکام رادیکالیت رو با اعدام اضافه و طنابِ کشی ، یادته بدون حضور متهم در جایگاه و بدون دادن حق دفاعیه به متهم، حکم صادر کردی در حد تیم شیرجه بانوانِ طالبان، حسن؟ اما من خودمو له کردم حسن، قاضی مرتضوی حتی به خودشون زحمت ندادن تا دم در خونه تشریف بیارن پایین! بی خیال حسن، تو از سیاست چی میفهمی حسن؟ خوب منم نمیفهمم اما چوبشو خوردم حسن، آخ اگه شیخ مهتی ابن احمد به جایی می رسید... شیخ الشیوخ همه چیزو میدونه حسن!
شیخ قول مساعد داده بود همه چیزو روبه راه کنه و به تاراج رفته ها و به تاراج برده شده ها رو بهم برگردونه تازه میخواست همون گوشه موشه ها یه جاهایی کنارش بمونم و نگهم داره، شیخ مهتی مرامش لوتی گری بود، اگه شیخ میشد راس الهرم یا حتی زیر دست رئیس الرئسا ی حاکم بر راس الهرم، منم میشدم حاج آقا خویش حسن، اما نه شیخ، شیخ شد و نه من خویش حسن، از سیاست هم فقط بازی خوردنشو تجربه کردم و تو هم که دست به نقد د د د د د! یا این حسن یا اون حسن؟! حسن اصن! اینا رو بزار به حساب مستی و راستی، بی خیال حسن، زمان میگذره، اصن به قول شیرن سخن مهد تمدن:
به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم، حسن
بهار توبه شکن می رسد چه چاره کنم؟ حسن
حسن، سخن درست بگویم نتوانم دید
حریفان می خورند و من نظاره کنم، حسن؟!
خلاصه اینکه اگر از هفت دولت آزادم و به دین اعدام و تحقیر و تذویر و خشانت و سرکوب نه تن دادمو نه تن در میدهم، باکره مانده ام حسن، به خود میبالم، اگر چنین است کافری، به کفر مسلمم، اگر چننین است دین تو، به اسلام تو تن در نمیدهم اصن! نه این اسلام حسن، به مسیحت مسمومشم تن ندادم که مورد خشم و عتاب قرار گرفتم حسن، من مروج دین خودمم حسن، من افتخار میکنم که یه مسلمان مسیحی یهودی زرتشت بوداییه انسان پرستم...
حسن تولدت مبارک، زیبایی گلها رو برای زیبایی های زندگیت میخوام و عمر کوتاه گلها رو برای غمهات! شاد باشی و بر قرار حسن، تولدت مبارک حسن.
میدونی هنوز عاشق این ضرب المثلم:
Time will sort everything, Hasan

cheers
Happy birthday to you hasan
Happy birthday you look the same, A few wrinkles, nothing to shame. We all lose our external beauty, Growing internally is our duty.
Happy birthday you look the same, Time is flying by, who should we blame? Aging can’t be all that bad, More experiences, you get to add.
Happy birthday you look the same, From a distance, I see your flame. As I look and see your eyes, Sharp as ever; calm and wise.
پ.ن
۱) امروز تولد الهامه
۲) حسن... ماجرایی داره برای خودش شنیدنی! مربوط میشه به محاورات سایت Goodtree.com خیلی وقته که اکونتمو تو اون سایت حذف کردم٬ بیشتر از یک ساله
۳) رابطه من با الهام پارسال تموم شد و هیچ رابطه ای باهاش ندارم و الهامم خیلی دس به نقد و سریع السیر در ایکی ثانیه ازدواج کرد٬ اما این دلیل نمیشه که روز تولدش رو بهش تبریک نگم و براش آرزوی خوشبختی نکنم٬ به هر حال یه روز تو زندگیم بوده و حضورش قابل انکار نیست.لطفن سریع موضع گیری و پیش داوری نکنید که محسن تو هنوز بهش فکر میکنی و ذهنت درگیرشه و از این حرفای ... خواهشن به این شیوه قضاوت نکنید ( تاکید مواکد به خواص) اشخاص رو میشه فراموش کرد اما اشتباهات شخصی رو هرگز٬ گذشته بستره ی ساختمان آیندست٬ بستگی داره چطوری معماریش کنیم؟!!! اینو که قبول دارین انشا الله؟
۴) من از هیچ شخصی کینه به دل ندارم و هیچ وقت هم آدم کینه ای نبودم
۵) من به زمان ایمان دارم٬ زمان همه چیز رو حل میکنه٬ زمان همه چیز رو مرتب میکنه و زمان مشخص کننده ی اتفاقات و حکمت اونهاست بی شک!
۶) گلوم خیلی درد میکنه٬ خوب غلط میکنی وقتی لوزه هات ورم کرده ویسکی میخوری و روشم سیگار میکشی احمق نادون تهی مغز
۷) امروز روز جالبی بود
۸) کی یه کتاب خوب بهم معرفی میکنه٬ دلم میخواد یا یه رمان ناب بخونم یا یه نمایشنامه ی منحصر به فرد٬ از اونایی که مث آب گوارا تو اوج تشنگین! کی چی پیشنهاد میده٬ لطفن؟
۹) الان رو هوام ولی زمین تحت امپراطوری منه٬ کی منکر وسعت قلمروی اراده ی ذهن انسانهاست؟!
۱۰) I love this song : Hey you (by pinck floyd) realy i love it
|