|

این روزها با گرم شدن بازار بالماسکه دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری، جریانهای تبلیغاتی کاندیداهایی که از فیلتر شورای نگهبان عبور کردند یا بهتر بگم عبورونده شدن مهیج تر شده، به هیج عنوان نمیخوام بگم که عملن انتخاباتی در کار نیست، بلکه انتخابات قبلن انجام شده اونم به این دلیل که وقتی شورای نگهبان چهار گزینه رو تائید میکنه که هر کدام از این کاندیداها به نوعی برگی معتبر از شناسنامه ی این نظام هستند و صراحتن، یعنی هشتاد میلیون جمعیت ایران فقط حق انتخاب از بین چهار گزینه را دارند یا بهتر بگم مجبورند تا از بین این اشخاص یک نفر را انتخاب کنند! برای هر بیست میلیون از جمعییت ایران یک نفر یا برای هر یکنفر، بیست میلیون! که این در نوع خود بی نظیر و کاملن مضحک به نظر میاد!

جالب تر از نوع نگرش شورای نگهبان و معیارهایش برای تائید یا رد صلاحیت اشخاصی که برای این دوره نامزد شده بودند شیوه تبلیغات و نوع ادبیاتی ای که این دوره کاندیدا جان ها به عنوان سیاست تبلیغاتیشون اتخاذ کردند هست٬ چند روز قبل خیلی تصادفی بخشهایی از سخنرانی تبلیغاتی احمدی نژاد رو از یکی از شبکه های خبری فارسی زبان که به تازگی راه افتاده رو دیدم، ببخشید، عذر میخوام، بخشهایی از سخنرانی تبلیغاتی جناب دکتر محمود احمدی نژاد! کار ندارم جناب دکتر که همیشه در توهمات مافوق بشری به سر میبرند، به عناوین مختلف چه مطالبی بلغور میکردند، شنیدنی! اما دو نکته، یکی جالب و یکی خیلی مهم نظرم رو جلب کرد، یکی سیاست تدافعی و تهاجمی ایشان نسبت به عملکرد دولت نهم در چهار سال گذشته بود که بیشترین مانورشان هم بر همون انرژی هسته که بی شک و لا ینزل حق مسلم ماست متمرکز بود که در قیاس با ادوار مختلف حتی قبل از انقلاب، سعی بر حائض اهمیت نشان دادن به عنوان یک حرکت ملی عظیم و پر رنگ تر و سنگین تر از ملی شدن صنعت نفت در تاریخ ایران، به همراه نفوذ ایران در مسائل مهم و تصمیم گیری های سرنوشت ساز در منطقه و سطح جهانی با مدیریت ایشان و توسعه سیاست های موئثر وزارت خارجه و کلیدی بودن اتخاذ آن سیاست ها در یک زمان کاملن خاص و نامتعادل بود و نکته مهم دیگر ملت!
(این قسمت رابا لحن دکتر محمود احمدی نژاد بخوانید لطفن) ملت ایران! ملت بزرگی با تاریخ روشن و درخشان حقوق بشری، که به تنهایی، اثبات هویت درخشان تمدنی کهن است، که از ابتدا، مردم سالار، بوده است و مانند نگینی بی بدیل، بر انگشتری تاریخ آزادگی جهان میدرخشد! ملتی که خود، میخواهد تکنولوژی تولید کند، ملتی که میخواهد، مستقل باشد و به جهانیان در بند پیام آزادگی بدهد، ملت ایرانِ سرافراز وسربلند، که پیش به سوی اهداف بلند، گام های استقلال و آزادگی را هرچه بلندتر بر میدارد و در این راه، هیچ مانعی راه این ملت را با اراده ای پولادین سد نخواهد کرد! در این سخنرانی تبلیغاتی استفاده از ادبیات به شدت ناسیونالیسم ایرانی جناب دکتر محمود احمدی نژاد به کرات از زبان ملت استقلال طلب ایران بیان شد که در دوره ی گذشته کمتر این شیوه و نوع استفاده از کلمات و واژه ها رو از ایشان به یاد دارم و جالب تر اینکه در این دوره جایگاه امام زمان در تبلیغات و شعار های انتخاباتی دکتر محمود احمدی نژاد فقط در حد یک مدیر ناظر بود و نه یک مدیر خلاق اجرایی! این نوع تبلیغات با درون مایه ناسیونالیسم ایرانی به اشکال مختلف و متفاوت در شعارهای تبلیغاتی کاندیداهای دیگر این دوره از انتخابات ریاست جمهوری، کاملن مشهوده و انگاری یه جورایی هم مُد شده و هم مرسوم!

جناب دکتر محمود احمدی نژادِ همیشه متوهم که یا درگذشته سیر میکنند و یا در آینده های نجومی با اختلاف 7000 سال نوری، اکنون که همین ملت ایران رو به زانو در آورده و به شدت منزوی کرده برای جلب آرایی که در چهار سال گذشته اونها رو به گند کشیده و از دست داده حالا میره سراغ جسد در حال فرسایش هویت کم رنگ ایرانیِ به شدت زخم خورده ازشمشیر فرهنگ عربی و با این ترفند جدید به دنبال ابقای قدرت در چهار سال آینده میگرده، کاندیداهای دیگر هم به همین منوال اما کمی در نوع نگرش و اعمال، محتاط تر و خلاق تر!

جناب آقای میر حسین جان موسوی عزیز و مهربان و فرهیخته و با تجربه که نخست وزیر سابق هم بودند و تجربه مدیریت در شرایط بحرانی برای اداره کردن مملکت رو هم دارند و نیزاز حمایت نسبی قشرمثلن منورالفکر و تحصیل کرده هم برخوردار هستند و این اواخر هم دچار آلزایمرحاد شدن وشدیدن به یاد نمیارن که در دوره ی نخست وزیری ایشان چه تعداد از همین خواهران و برادران مستعد و لایق که اکنون به دنبال رای فرزندان و بستگانشان هستند و برنامه هایی برای دفاع از حقوق فردی و شهروندیشان دارند، در زندانهای مخوف همین رژیم و به دستور دادگاهای انقلاب و در زمان ایشان از بین رفتند و قتل عام شدند، اکنون کُوس دفاع از حقوق بشر برافراشته اند و شعارهای خوشگل و زیبا با امید احیای اصلاحات مرده و مدفون شده تلاوت میکنند و در دفاتر تبلیغاتیشان از سروده ها و اشعاری استفاده میکنند که در اوایل انقلاب حزب خلق و توده ای ها برای اولین بار ابداع و استفاده کرده بودند، در این میان یکی هم پیدا نمیشه که بگه آقای میر جان، عزیزم، قربون اون لحن سرشار از آرامش و چهره ی معصومت، فدای اون ادامه ی اصلاحاتت بشم، نفسم م م م م م م، چرا نمیایی به این نسل جوان و پر شور با آرزوهای قشنگ که خیلی هاشون برای اولین بار میخوان رای بدن و با شعارهای خوشگل شما به پای صندوق های رای کشیده میشن و اطلاعات چندانی هم از گذشته ی شما ندارن، نمیگین که نقش شما در قتل عام زندانیان سیاسی سال 67 چه بوده و بعد در مورد برنامه های آیندتون حرف بزنید و از حقوق بشر و حقوق شهروندی و برنامهای احقاق و اعمال حقوق مدنی بگید!؟؟؟

در این میان جناب مهدی کروبی هم بیکار ننشستند و برای جلب آرای مردمی در کنار آرای زنان که فقط در همین بهبوهه ی انتخابات حق دارند از زیر سایه ی مردسالاری کشورشان بیرون بیان و شاهد و ناظر و مداخله کننده در امور مهم مملکتی باشند، روی رای اقوام و اقلیت های مذهبی هم سرمایه گذاری میکنند

اقلیت مذهبی اهل تسنن که 18 میلیون از نفوس جمعیتی کل کشور را تشکیل میدهد، ایشان از حقوق نادیده گرفته شده ی اقوام بلوچ و کرد ترکمن سخن به میان میارن و از بازبینی و تغییر بخشهایی از قانون اساسی حرف میزنند و به دنبال احقاق حقوق شهروندی اقوام، سینه چاک میدکنند، البته این امر عجیب به نظر نمیرسه، این روزها با شیوع انواع و اقسام ویروسهای مرغی، خوکی، خرسی، (بزارید به این بهانه هم یادی از کوسه کنیم) کوسه ای و ...که خیلی هم مصری هستند به ویروسی شبیه آلزایمر موسوی مبتلا شدند و ایشان هم به یاد نمیارند که در دوره ای که رئیس مجلس بودند چگونه به نمایندگان اهل تسنن از سیستان و بلوچستان و کردستان که برای داشتن و ساخت (مسجد نه!) بلکه فقط مکانی برای برگزاری نماز جماعت روز جمعه در پایتخت، از ایشان درخواست کمک و همکاری کرده بودند جواب رد دادند

اهل تسننی که تا کنون نه تنها از حق ساخت مسجد بلکه از برگزاری نماز جماعت در تهران بزرگ برخوردار نیستند، جالب تر اینکه که آقای کروبی اصلاح طلب حتی به یاد نمیارن که چگونه به نمایندگان مجلس که در صحن علنی مجلس تحصن کرده بودند پشت کردند و به دلایل شخصی و حفظ وجه ی فردی و نیز حفظ موقییت و قدرت اجتماعی در اجتماع نظام از حمایت نمایندگان متحصن سر باز زدند، اما اکنون در آستانه دهمین دوره ی ریاست جمهوری شعار ایران برای همه ی اقوام ایرانی و حمایت مردمی سر می دهند و از حقوق زنان و حقوق شهروندی استفاده ی ابزاری میکنند و به دنبال گور گم شده ی جسد اصلاحات و هویت ایرانی در روز روشن شمع در دست ناله های عاشقانه و مستانه میکنند.
در ذکر آقای محسن رضایی با شناسنامه المثنی و رئیس پیشین سپاه پاسدارن جمهوری اسلامی ایران هم که هر آنچه گفتنی هست همه میدانند و گفتن از ایشان و برنامه های ایشان و شعارهای تبلیغاتیشان گذافه گویی بیش نیست و حیف از نوشتن و وقت هدر دادن و این مطلب دراز کردن در وصف ایشان! خود جناب رضایی کاملن بر این امر اشراف دارند که نقش ایشان در این دوره کما فی سابق همان نخودی و سیاهی لشکر برای خالی نبودن عریضه است و لا غیر!

این دوره هم مانند دوره های قبل (غیر از دو دوره ی ریاست جمهوری خاتمی) نقش مردم فقط نقشی نمایشیست برای بازتاب خبری در سطح رسانه ای با این تفاوت که این دوره شعار های مذهبی برای جلب آرا کم رنگ تر شده و جایشان را به شعارهایی با درون مایه نژادپرستی و ناسیونالیسم ایرانی برای مهیج شدن بالماسکه دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری داده، در این دوره کمتر از عدل علی و پیام اخلاقی عاشورای حسینی میشنویم، این دوره حتی سردمدار این راه از نقش تاثیرگذار امام زمان در تصمیم گیری های مهم دولتی و اخذ سیاست های چهار ساله دولت و برنامه های شخص رئیس جمهور حرفی به میون نمیاره و فقط و فقط امام زمان رو بر صندلی مطرودی میشونه که روبروی آن پلاکاردی با این مضمون به چشم میخوره: مدیر ناظر!

شاید در این دوره مسئولین نظام به این نتیجه رسیدند که استفاده ابزاری از اعتقادات و باورهای مذهبی مردم نتیجه ای غیر از ضربه زدن بر پیکره ی نظام که بر مبنای اعتقادات مذهبی شیعه بنیانگذاری شده نداره!
تنها نکته مثبت که در آستانه ی بالماسکه انتخابات ریاست جمهمری و به مدت یکی دو ماه، هر چهار سال به چشم میرسه و بعد با مقرر شدن رئیس جمهور خیلی راحت به فراموشی سپرده میشه اینه که در این مدت کوتاه ما به یاد میاریم و اجازه داریم که در مورد حقوق فردی، حقوق شهروندی، حقوق بشر، حقوق زنان، اقوام و اقلیت های مذهبی و کللن حقوق مدنی و دموکراسی حرف بزنیم و در مجالس تبلیغاتی انتخابات و صد البته با رعایت شئونات و احتیاط در همه ی این موارد اضحار نظر کنیم و به مناظره بپردازیم و از درد های جانفرسای خود رویاهای زیبا و دست نیافتنی اما امیدوار کننده ببافیم بدون اینکه به وزارت اطلاعات مشرف بشیم و یا به زندان بیافتیم و همه ی این موارد در کنار هم دست به دست هم میدند تا این بالماسکه مهیج با نتیجه ای از پیش تعیین شده، مفرح و جالب توجه به نظر بیاد و برای شادی و خنده های تلخ موقعییت مناسبی به وجود بیاره که آثار زخم های درونیش گرچه ظاهرن نمایشی از بهبود و ترمیم ارائه میکنه اما در باطن به صورت اسیدی و کاهنده اثرات بلند مدت و سوء خودش رو سیانوری به جایی میزاره.

پ.ن.
این روزها همه همدیگرو نگاه میکنن! 
شما چطور٬ این خوبین؟ خانواده خوبن؟ 
پاییز بلند
|