|

اندیشه ام آبستن سکوت نگاهی است
که در امتداد وحشی ساعت ها
پاییز را فریاد می زند
و شب
آرام و سرد
در سیگار به ته رسیده مردی
خاموش می شود
در این آزاد راه نا گزیر
گناه نابخشودنی ایست که
کسی به دنبال تنهایی خود نمی آید
و شب
خیال آلود و موحش
در سیگار به ته رسیده مردی
..زیر خاکستر فصلها، مدفون میشود
پاییز بلند
--
پ.ن
۱) گناه نابخشودنی ایست که ٬کسی به دنبال تنهایی خود نمی آید! دارم خودمو تنبیه میکنم٬ باید این کارو به بهترین نحو ممکن انجام بدم..
۲) آکیتا نئوس اسم نمایشنامه ایه که دیشب خوندنشو تمام کردم و از اینکه چنین نمایشنامه ی زیبایی خوندم خیلی لذت بردم٬ فقط نمیدونم معنای این کلمه چی هست!
۳) هرکی فهمید رایطه ی بین عکس و این پست چیه؟ به جون خودم سر کاری نیست٬ حتمن یه رابطه ای بین این عکس با پست آکیتانئوس بوده و هست که من این عکس رو برای این پست انتخاب کردم
۴) عکسهایی که برای قرار دادن در وبلاگ پاییز بلند استفاده میشه با دقت و اهمیت خاصی انتخاب میشن! جهت اطلاع
۵) خیلی وقته که پست کرگدن رو نوشتم اما حالا که تو فایل هامو میگردم پیداش نمیکنم٬ اما مطمئن هستم که یه جایی ذخیره٬ ثبت یا Save کردم٬ امروز میگردم ٬ پیداش میکنم و میزارمش تو وبلاگ
۶) چند شبه که خوابهای آشفته می بینم و نصف شب از خواب میپرم٬ فقط هم یه خواب میبینم٬ خواب میبینم یه نفر با گریه و التماس دستاشو به طرف من بلند میکنه٬ تو یه دستش یه ماهی هست و تو یه دست دیگش یه گل سرخ٬ صورتش دیده نمیشه٬ بهم میگه تورو خدا اینارو بگیر محسن٬ نذار این ماهی بمیره٬ نذار این گل پژمرده بشه٬ صداش میلرزه٬ دستاشو که میگیرم از سردی دستاش از خواب میپرم و دیگه نمیتونم بخوابم ...
۷) این روزا حالم بد جور از شنیدن کلمه ی دموکراسی به هم میخوره! از طعم اين دموكراسي كه من رو مجبور به انتخاب از روي يه منوي از پيش تعيين شده ي بي مزه ميكنه،چندشم مي شه و موهاي بدنم درد ميگره و سرم گيج ميره و ذهنم دچار دل پيچه ميشه.سرگيجه اي كه از نوك انگشت تشهد پاي راستم آغاز مي شه و تا ستون مهره هايم يك نفس ميدوئه و سپس بدون توقف به تارهاي عصبي مي ره و هيپو تالاموس مغزم را مثل عقب افتاده هايي كه از گرسنگي و سوء تغضيه رنج مي برن، گاز میگیره و چنان با اسباب اثاثيه نيم كره شرقي مغزم ور ميره كه آتش جنگ با همه ي دامنه هايش در نيم كره غربي كودتا به پا ميكنه و پس از يك حالت تحوع عظيم به صلحي ناپايدار و اونم از نوع نامتداولش میرسه٬ باید تو برنامه های زندگیم یه سری تغییرات جوی پر فشار ایجاد کنم٬ این حالت صلح ناپایدار مثل مردن از ترس زلزله ی ۱۲ ریشتری قبل از پس لرزه هاست! |